ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

336

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) ابو بكير بن عبد ياليل در جاهليت با نفيل بن عبد العزى پدر بزرگ عمر بن خطاب پيمان بسته بود ، و به اين سبب او و پسرانش همپيمانان بنى نفيل شمرده مىشوند . ابو معشر و واقدى نام پدر عاقل را ابو بكير گفته‌اند و موسى بن عقبه و محمد بن اسحاق و هشام بن محمد كلبى ، بكير نوشته‌اند . واقدى از محمد بن صالح ، از يزيد بن رومان نقل مىكند * عاقل و عامر و خالد و اياس پسران ابو بكير بن عبد ياليل همگى با هم در خانهء ارقم به حضور پيامبر آمدند و مسلمان شدند و آنان نخستين افرادى بودند كه آن جا پيرو رسول خدا شدند . واقدى از عبد الجبار بن عماره ، از عبد الله بن ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم نقل مىكند * عاقل و خالد و اياس و عامر همگى مرد و زن از مكه به مدينه هجرت كردند و در خانه‌هاى ايشان هيچ كس باقى نماند درهاى خانه‌هاى خود را بستند و در مدينه به خانهء رفاعة بن عبد المنذر وارد شدند . گويند ، پيامبر ( ص ) ميان عاقل و مبشر بن عبد المنذر عقد برادرى بست و آن دو با هم در جنگ بدر شهيد شدند ، و هم گفته شده است پيامبر ( ص ) ميان عاقل و مجذر بن زياد عقد برادرى بست . عاقل روز جنگ بدر در حالى كه سى و چهار سال داشت شهيد شد ، مالك بن زهير جشمى برادر ابو اسامه او را شهيد كرد . خالد بن ابو بكير ابن عبد ياليل بن ناشب ، [ برادر عاقل است ] پيامبر ( ص ) ميان او و زيد بن دثنه عقد برادرى بست . خالد در جنگ بدر و احد شركت داشت و در جنگ رجيع در صفر سال چهارم هجرت در سى و چهار سالگى شهيد شد و حسان بن ثابت دربارهء او گفته است : « اى كاش آن جا پسر طارق و زيد و مرثد را مىديدم و آرزوها چه سودى دارد ، و اين كاش از دوستان خود خبيب و عاصم دفاع مىكردم و اگر خالد را دريافته بودم مايه شفا بود » . [ 1 ]

--> [ 1 ] . اين دو بيت در ديوان حسان چاپ بيروت نيامده است : الا ليتنى فيها شهدت ابن طارق * و زيدا و ما تغنى الامانى و مرثدا فدافعت عن حبى خبيب و عاصم * و كان شفاء لو تداركت خالدا